Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers

دردونه مامانش و دردونه باباش
این دردونه که می بینین تک ستاره ماست!
مواد لازم:

یک عدد مهراد شیطون، سالم یا بیمار فرقی نمی کند

یک عدد چراغ قوه

اندر حکایت بازی: حکایت مهراد خان و نور چراغ قوه، حکایت گربه و دمشه. دیدین گربه ها همش دنبال دمشون دور خودشون می چرخن؟ مهرادم چراغ قوه به دست دنبال نورش می دوه! اگه هم مریض باشه می شینه و چراغ قوه رو می چرخونه و با چشماش دنبال نورش می دوه! بازی بامزه ای. به امتحانش می ارزه.


موضوعات مرتبط: بازیهای ما
[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 13:33 ] [ مامانش ] [ ]
روزئولا اینفانتوم‌ (roseola infantum) از بیماری های مسری شایع دوران نوزادی و کودکی است و گاهی به نام بیماری ششم از آن یاد می‏شود....

 علت این نامگذاری آن است که این بیماری ششمین عضو گروهی از بیماری های دوران خردسالی است که همگی با تب و بثورات پوستی همراه هستند. سرخک و سرخجه نیز در این گروه بیماری ها قرار دارند.

به گزارش سلامت نیوز با این که این بیماری را از گذشته‏های دور می‏شناختند، اما عامل پیدایش آن مشخص نبود تا این که در چند سال اخیر معلوم شد که منشأ ویروسی دارد.
 
ویروس مولد بیماری روزئولا از خانواده ویروس های مولد تبخال است و اصطلاحا "ویروس هرپس نوع 6" خوانده می‏شود که نخستین بار در سال 1365 شناخته شد. این ویروس در تمام نقاط جهان یافت می‏شود و علاوه بر ایجاد بیماری روزئولا در کودکان، می‏تواند بیماری های گوناگونی در بزرگسالان ایجاد کند.

چگونگی انتقال ‏آن، از راه بزاق و ترشحات تناسلی است.

در بدن بیش از 80 درصد از بزرگسالان، پادتن ضد این ویروس یافت می‏شود که نشانه تماس قبلی و ایمنی در مقابل آن است.

بیماری روزئولا در اکثر موارد بین ‏شش ماهگی تا سه سالگی بروز می‏کند و این درست زمانی است که پادتن‏هایی که در دوران جنینی از مادر به فرزند رسیده است، رو به کاهش می‏گذارد.

این بیماری به صورت تک‏گیر بروز می‏کند و فصل شیوع خاصی ندارد. دوره نهفتگی آن از زمان ورود ویروس به بدن تا هنگام بروز علایم بالینی ‏5 تا 15 روز و به طور متوسط 12 روز است.
 
آغاز بیماری به صورت تب ناگهانی و شدید است که این تب گاهی تا 41 درجه هم می‏رسد. گاهی بی‏اشتهایی خفیف و تهوع و استفراغ نیز در بعضی کودکان دیده می‏شود. بزرگ شدن گره‏های لنفی به خصوص در پشت گوش و گردن نیز در برخی موارد دیده می‏شود.

تب شدید کودک که معمولا با هیچ علایمی همراه نیست و علت مشخصی برای آن یافت نمی‏شود، باعث نگرانی پدر و مادر می‏شود. اما تب بعد از 3 تا 4 روز به سرعت فروکش می‏کند و بثورات پوستی در بیمار ظاهر می‏شود.
بثورات پوستی روزئولا به صورت دانه‏ها و لکه‏های صورتی مایل به قرمز رنگ است که به تعداد زیاد روی صورت، تنه و گاهی دست، گردن و پا دیده می‏شوند. این دانه‏ها در عرض چند ساعت تا دو روز، بدون برجا گذاشتن هیچ گونه اثری از بین می‏روند.

البته در خیلی از موارد بیماری فقط به صورت تب شدید است و اصلا بثوراتی روی پوست پدید نمی‏آیند.

بیماری روزئولا احتیاج به درمان خاصی ندارد، ولی باید کودک را نزد پزشک ببرید تا داروی تب بر برای او تجویز کند. تب کودک باید به وسیله مصرف داروی تب‏بر و پاشویه کنترل شود تا کودک تشنج نکند.
 
اگر شرایط زیر را در کودک خود مشاهده کردید، فورا او را نزد پزشک متخصص اطفال ببرید:
- تب‌ شدید

- سفت‌ شدن‌ بدن‌ یا سایر نشانه‌های‌ شروع‌ یک‌ تشنج‌

- امتناع‌ کودک‌ از مصرف‌ مایعات‌

- گریه‌ شدید و مداوم‌ کودک‌ که‌ با بغل‌ کردن‌ هم متوقف‌ نمی‌شود

- بی حالی‌ و سفتی‌ گردن‌

مامانس نوشت: البته در مورد مهراد، بثورات جلدی یک روز بعد از تب ظاهر شدندو بیشتر داخل دهان و گلو و بینی رو درگیر کرده بود و جوشها بیشتر در شانه ها و کمر و دستها و پاها ظاهر شده بودند.خوشبختانه تب مهراد امروز قطع شده و تونسته که یه کاسه سوپ بخوره. دکترش پیشنهاد داده بود که تو این مدت بهش بستنی مخلوط با خامه بدیم چون چیز دیگه ای نمی خورد.

[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 15:10 ] [ مامانش ] [ ]
اینروزها می توانید آدرس انواع پزشکان متخصص اطفال را از ما بگیرید! می توانید حال یک خانواده سه نفره را که بلایا یکی یکی و پشت سر هم مهمان خانه شان شده اند،از ما بپرسید! می توانید حال باباشتانی را که خودش اول از نردبان سقوط کرده(اما خوشبختانه با چند تا کوفتگی ویک شوک عظیم و یک شیشه شکسته شده آنچنانی،جان سالم به در برده) ، بعد حسابی سرما خورده، بعد خوب نشده، پسرکش بیماری عجیب و غریب ویروسی گرفته را از ما بپرسید و حال مادری را که خانه اش بیشتر از یک ماه است میزبان انواع بیماریها و ویروسهاست را از ما بپرسید و می توانید دعا کنید که این مادر خودش بیمار نشود که بتواند لااقل از اینترنت اطلاعات این بیماریها و درمانشان را بگیرد تا تشخیصهای نادرست پزشکان ( که اینبار این بیماری ویروسی خاص را با سرماخوردگی اشتباه تشخیص داده بودند!) را مرهمی باشد!!!!!!

مامانش نوشت: اینروزها دربست در اختیار تب بالای پسرکیم و بهانه گیریهای بنی اسرائیلیش! و گلویی که با عوارض ناشی از یک ویروس خاص بسته شده و توان قورت دادن یک لقمه غذا را هم از پسرک گرفته. این است که کمتر این دور و برها آفتابی می شویم و کمتر به خانه های دوستانمان سرک می کشیم.


موضوعات مرتبط: مادرانه
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 16:28 ] [ مامانش ] [ ]

امروز مهراد و مامانش و باباش 4 ساعت تموم درگیر بودن تا جناب مهراد توسط یه فوق تخصص ریه اطفال معاینه بشه.خلاصه کلام تشخیص داده شد که خدا رو شکر مهراد گل پسر مشکلی نداره و همه داروها و اسپریهاشو قطع کرد! این خانواده سه نفری امیدوارن که این تشخیص درست باشه بالاخره، به هر حال تشخیصی هم هست که بسیار باب طبع خانواده می باشد!

مامانش نوشت: مدتها بود که دکتری با این حوصله، با این وقار و بااین ارامش، با این اعتماد به نفس ندیده بودم، مدتها بود که وارد مطب دکتری نشده بودم که متخصص اطفال باشد و در و دیوار مطبش رنگهای روشن و شاد داشته باشد با دو سه تا عروسک آویزان به در و دیوار. مدتها بود که مطبی نرفته بودم که به پسرک شکلات تعارف کنند هر چند بار که بخواهد، مدتها بود که پسرکم از هیچ پزشکی بادکنک کادو نگرفته بود! شاید به خاطر همین ندید بدید بودنمان بود که پسرک چهار بار به اقای دکتر گفته میسی! حتی به جای خدافص گفته میسیی!(ممنون مامان روشنک آرتین که راهنماییمون کردی)

[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 22:8 ] [ مامانش ] [ ]

می دونین تلخترین صدایی که می تونه کابوس شبهای مامانش بشه، چیه؟ صدای ناله مهراد که داره از تب و درد به خودش می پیچه. مهراد باز هم بیمار است. باز هم حکایت اسپری و دارو و ... در خانه به راه است! و اینبار حتی نزدیک بود که پسرک برای چند ساعتی بستری شود ، هر چند که مامانش به تشخیص پزشک مهراد شک کرده و تصمیم دارد با پزشک دیگری هم مشورت کند.

مامانش نوشت: خودمان خودمان را چشم زدیم!

مامانش نوشت2:برای دوستانی که پرسیده بودند و یادم رفته بود جواب بدهم در پست قبلی: دقیقا سه ماه دیگر 12 امین سالگرد ازدواجمان را جشن می گیریم! خودمان هم باورمان نمی شود!

[ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 1:3 ] [ مامانش ] [ ]

می دونین شیرینترین صدایی که می تونه مامانشو از یه خواب شیرین جدا کنه و لبخند شیرینتری رو لباش بنشونه، چیه؟؟ صدای خنده و قهقهه مهراد توی خواب! نشانه ای از سلامت و آرامش مهراد گل  پسر!  پیغامی از همای سعادت.


موضوعات مرتبط: مادرانه
[ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 12:1 ] [ مامانش ] [ ]
پسرک خلاق مشکل 12 ساله باباشتان را حل کرد!!! 12 سال است که هر وقت مامانش می خواهد خودش را لوس کند و باباشتان آماده ناز کشیدن است ،مامانش از سربدجنسی، و بی هیچ وجدان دردی آب گردو از باباشتان می خواهد! و باباشتان حیران می ماند که آین آب گردو دیگر چه صیغه ایست. پسرک دو عدد گردو انداخت داخل لیوان اب و داد دست مامانش! حالا اگر این پسرک زیر یک متری، خلاقیتش را جور دیگر بروز می داد، زمین به اسمان می رسید؟ حالا مامانش چی پیدا کنه از باباشتان بخواد که بره تو کما؟

[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 1:35 ] [ مامانش ] [ ]

پسرک چند وقتی است مسئولیتهایی در خانه به عهده گرفته. یکی از این مسولیتها، خالی کردن ظرفهای شسته شده ظرفشویی است. مهرادخان جای تمام ظرف و ظروف را هم یاد گرفته. همه لیوانها، بشقابها، و قاشقها سر جایشان میروند، البته گاهی هم لیوانی، بشقابی در راه آموزش مسئولیت پذیری پسرک فدا می شوند. اما پسرک خیلی از این کار لذت می برد. وقتی همه ظروف سرجایشان قرار گرفتند، برای خودش دست می زند و هورا می کشد!

مامانش نوشت1:هورااااا!  یکی از سخت ترین کارهای خانه، تحویل داده شد! 

مامانش نوشت2: باز هم هورا!!!! سرویس آرکوپالی که سالهاست داریم استفاده می کنیم و دلمان را زده، دارد تمام می شود!!!

مامانش نوشت3: گزیده هایی از اینترنت:

همیشه کارهای ساده‌ای در منزل وجود دارند که بتوان انجام آنها را به کودکان محول کرد. با این کار شما پیام بسیار مهمی به فرزند خود می‌دهید، به او می‌گویید که عضوی مفید از خانواده است و در کارها مشارکت دارد.
 به همین دلیل واگذاری انجام این کارها به کودکان بهترین شیوه برای واگذاری مسئولیت به آنان است

باید با کارهای کوچک و ساده شروع کنیم. طبیعی است که اگر مثلا کودک با یک اتاق کاملا به هم ریخته و شلوغ مواجه شود، دست پاچه شده و نتواند از عهده مرتب کردن آن برآید. اغلب در این مواقع کودک نمی‌داند از کجا باید شروع کند و در نتیجه تسلیم شده و از انجام آن منصرف می‌شود. حتی ممکن است عصبانی شود و شروع به غرو لند کند. شما به جای اینکه به او بگویید" این اتاق را تمیز کن" به او مسیرها و کارهای معینی را واگذار کنید. مثلا بگویید " لطفا ماشیناتو جمع کن" و وقتی یک کار تمام شد سراغ کار بعدی بروید. "مثلا حالا نوبت جمع کردن مداد رنگی‌هاست"

به این ترتیب کارها یکی پس از دیگری به پایان می‌رسند. به خاطر داشته باشید که کلید کار "سادگی کار" است. کودکان خردسال عادت دارند به محدوده کوچکی توجه کنند بنا بر این شما باید انجام کارهایی را به او بسپارید که در یک محدوده کوچک باشد تا وی را خسته نکنید.

اگر کاری را که بالاتر از توانایی کودک است به او بسپارید، ممکن است او احساس ناامیدی و بیهودگی کند. اما اگر کارها طوری باشند که کودک از عهده انجام آنها به خوبی بر آید، این احتمال وجود دارد که کودک تشویق شده و بخواهد کارهای بیشتری انجام بدهد.

یا اگر کاری که به کودک واگذار می‌کنید، مثل تمیز کردن خانه بزرگ است، حتما به او کمک کنید. صرف نظر از تمام مواردی که گفته شد، کودک شما تمایل دارد که با شما باشد. ضمنا بچه‌ها دوست دارند با یک نفر دیگر کار کنند تا کارها زودتر تمام شود.

همینطور که مشغول انجام کارها هستید در باره آنها با کودک صحبت کنید مثلا در حال غذا دادن به حیوانات بگویید" ما به حیوانات غذا می‌دهیم تا بزرگ و قوی بشوند"

با وجود این که کودکان خردسال از عهده انجام خیلی کارها بر می‌آیند اما به خاطر داشته باشید که در این مراحل مهم تلاشی است که کودک برای انجام کار می‌کند نه نتیجه کار.

هدف شما این نیست که از او یک خانه دار کوچک بسازید بلکه کم کم فهماندن عادت‌های خوب و درست به کودک است. کودک کم کم که بزرگ می‌شود خود به اهمیت سعی و جدیت در انجام کارها پی می‌برد.

گرچه ممکن است دشوار باشد اما کارهای کودک را تصحیح  نکنید مثلا اگر او تختخوابش را درست کرد و کج و ناصاف بود هرگز آن را صاف و مرتب نکنید که اگر این کار را بکنید به او پیام می‌دهید که تلاشش به اندازه کافی خوب نبوده است. در عوض تلاش او را ستایش کنید. با گذشت زمان و همینطور که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و در کارهایش تکرار و تمرین پیدا می‌کند،‌ تکنیک‌هایش را بهبود بخشیده و از عهده انجام کارها بهتر برمی‌آید.

یک روش خوب برای اینکه کودک شما بتواند کارهای روزانه‌اش را خودش پیگیری کند و نیاز به تکرار هر روزه و یادآوری آنها نباشد، ایجاد یک چارت است که وظایف وی را نشان دهد. اگر کودک شما خیلی کوچک است می‌توانید در این چارت به جای کلمات، از تصاویر استفاده کنید. مثلا اگر آبیاری باغچه را می‌خواهید به وی محول کنید از تصویر یک آب پاش یا شیلنگ استفاده کنید.

بعد از انجام هر کار، به شیوه ای او را تشویق کنید. مثلا برچسب‌هایی روی چارت نمودار بچسبانید یا اینکه ظرفی بگذارید و برای انجام هر کار صحیح یک لوبیا داخل آن بیندازید تا مثلا به یک تعدادی که رسید برای او هدیه‌ای بخرید. اگر کودکان آنقدر بزرگ هستند که مفهوم پول را بدانند می‌توانید با افزایش میزان پول توجیبی،  تشویق و توجه خود را نشان دهید.

مهم نیست که به چه روشی قدر دانی خود را نسبت به عملکرد مثبت او نشان می‌دهید. گاهی وقت‌ها حتی در آغوش کشیدن کودک و بوسیدن وی نیز می‌تواند روشی برای نشان دادن قدرشناسی شما باشد.

[ جمعه ششم آبان 1390 ] [ 17:4 ] [ مامانش ] [ ]

توی نمایشگاه یه آقای عکاسی بود که چپ و راست از مهراد عکس می گرفت. مامانش از آقای عکاس خواهش کرد که عکسا رو براش ایمیل کنه و عکسا امروز رسیدن. مامانش دلش نیومد که حداقل دو سه تاشو تو وبلاگ مهراد نذاره. اینم هنر های آقای عکاس هنرمند:

حبابی که ترکیده و حبابی که مانده تا بترکاند:

مراسم بستنی خورون:

سهم مادر:

مامانش نوشت: نمی دونم نوشتم یا نه، که مهراد یه کم وسواسی تشریف داره. یعنی اصلا خوشش نمی یاد که دستاش کثیف باشه مثلا سر میز غذا هم دوست داره با دست بخوره و هم تحمل چرب و چیلی روی دستشو نداره، در نتیجه تا آخر غذا هزار بار دستاشو می گیره بالا و داد و قال که پاکش کنین. پیامد همین وسواس، اصلا حاضر نبود دست به رنگ انگشتی بزنه. در همین راستا دو تا مربی تو کلاسایی که میریم دو تا توصیه کردن، اولی گفته بود که چسب مایع بزنم به دست مهراد و بذارم بمونه تا عادت کنه و صد البته که من این کارو انجام ندادم. چه معنی داره که مهرادو شکنجه بدم که چی؟ دو تا نقاشی با رنگ انگشتی بکشه؟ اما مربی دوم راهکار بهتری نشونم داد. با ده تا انگشت رفتم تو رنگ انگشتی! و باورتون نمی شه تا آخر اون جلسه مهراد داشت با رنگ انگشتی نقاشی می کرد، هرچند که باید هر دو سه دقیقه دستاشو تمیز می کردم. این یه روش روانشاختیه که خیلی عالی جواب میده. مربی می گفت که به بچه ها نگین بگو سلام، بگو ممنونم، خودتون استفاده کنین مطمئن باشین بچه ها هم یاد می گیرن. حالا این شده سرمشق ما تو خونه. مثلا می خوایم مهراد چیزی رو بخوره، اول می ذاریم جلوی خودمون و به به و چهچه حسابی می خوریم، مهرادم بلافاصله حاضر میشه که وظیفه مقدس تقلید از والئدین رو به جا بیاره!

[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 23:5 ] [ مامانش ] [ ]
جلسه آخر کلاس بادبادک، هنر و آشپزیست. قرار است که نان و پنیر و گوجه و خیار، هنرمندانه تزئین شوند و بعد میل شوند. اول نان پخش می شود بین بچه ها. تا نوبت به پنیر و گوجه و خیار برسد، جناب مهراد، نان را میل فرموده اند!!!!!


مامانش نوشت: بالاخره موفق شدم گودر وبلاگو تعمیرات کنم! روش اصلاحش به شرح زیره. با تشکرات صمیمانه از شبنم مامان عسل که راهنماییم کرد.
در ویرایش قالب، این خط کُد رو توی کد گودرتون پیدا کنید:

var items=broll.value.items;

بعد از این کد، این کدها رو عیناً اضافه کنید:

items.sort(function(a,b){if (a.crawlTime==b.crawlTime) return 0; return (a.crawlTime>b.crawlTime)?-1:1;});

[ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 14:13 ] [ مامانش ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دردونه یعنی یه دونه مروارید کوچولو! مَهراد اولش يه دونه مرواريد كوچولو بود تو دل مامانش. بعد بزرگ شد و بزرگ شد و ساعت 9:35 روز یکشنبه 23 اسفند 1388 درست روز تولد پدرش، اومد كه درخشنده ترين و با ارزشترين مرواريد زندگي مامانش و باباش باشه!
لینک دوستان
پیوندهای به روز شده
امکانات وب

كد تغيير شكل موس